اسكندر بيگ تركمان
1023
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر وقايع اودئيل تركى مطابق سنهء اربع و ثلثين و الف كه سال نهم از قرن دويم ايام سلطنت همايون عباسى است باز نسيم عنبر بوى بهار تمام روزگاه وزيده زمانه عطرسائى آغاز نهاد لشكر افسردهء دى كه در عرصهء جهان دم از طغيان ميزدند از فر قدوم سعادت لزوم نوروز پراكنده گشته در زواياى افسردگى متوارى گشتند خورشيد جهان پيرا با هزاران فر و شكوه در عرصه گاه عز و شرف جلوه نمائى كرده لواى جهانبانى افراخت يعنى در روز پنجشنبه دوازدهم شهر جمادى الثانيه ده ساعت و هفده دقيقه از روز گذشته ببرج حمل تحويل نموده سعادت افزاى منزل معهود گشت از لطف هوا ديدهء نرگس بازگشته بموافقت روزگار فتنه آغاز نهاد سوسن كه نشان آزادگى داشت به قصد جوشن غنچه خنجر تيز كرده در كمين غارت اوراق زرين گل نشست شاهد دلاراى چمن جهت نوخطان بزم بهار فرش زمردين گسترده بر رخسار زيبا از گل و لاله پيرايه بست . بيت باز نسيم بهار غاليه سا شد مگر * كز حركاتش چمن تازه و تر شد دگر لطف هواى بهار انجمن آراى گشت * چون خط مشكين يار باز سمن ساى گشت حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در قصبهء لطيفهء مازندران بهشت نشان بخرمى و كاميابى ميگذرانيدند جشن نوروزى در خلوتخانههاى زرنگار آن خطهء شريفه كه رشك فرماى قصور جنان و زينت افزاى روضهء رضوان است اتفاق افتاد اركان دولت قاهره و اعيان خلافت باهره و ايلچيان سلاطين و بزرگاه هر طبقه كه در آن جشن جهان پيرا حاضر بودند زبان اخلاص بيان بتهنيت سال نو و مباركى نوروز فيروز گشوده لوازم دعا و ثناى شهريار كامكار ادا نمود چون عادت قديمه و خواص ذميمه روزگار غدار است كه پيوسته بتلاطم امواج بحر محن برهمزن هنگامه عافيت و آسودگى گشته گاه سفاين راحت و استراحت را غريق لجهء فنا ميسازد و گاه ابواب فراغت و آسايش مسدود گردانيده درهاى رنج و عنا بر روى روزگار طبقات انام ميگشايد و عالم خالى از مفاسد و بلايا نيست . در اين سال از گردش روزگار و اقتضاى فلك و كجروى سپهر ناسازگار فراغت و آسودگى از خلق كنار جسته فتنههاى غنوده بيدار گشت و از هر طرف لشكرها در حركت آمده وقايع عظيمه بظهور پيوست .